logo

شعر کاروان رفته بود و دیده من از فریدون مشیری شاعر مشهور ایران

شعر کاروان رفته بود و دیده من از فریدون مشیری شاعر مشهور ایران

شعر کاروان رفته بود و دیده من از فریدون مشیری شاعر مشهور ایران

شعر کاروان رفته بود و دیده من از فریدون مشیری شاعر معاصر نام آشنا و مشهور کشورمان را در ادامه این مطلب می خوانید

 

خانه فرش دستباف ایران – جهان فرش  : فریدون مشیری شاعر معاصر ایرانی که در زمینه موسیقی نیز تبحر زیادی داشت در تهران به دنیا آمده است وی شاعری را از پانزده سالگی آغاز کرده است. شعر زیبای کاروان رفته بود و دیده من از این شاعر پر آوازه ایرانی را در ادامه می خوانید

کاروان رفته بود و دیده من

همچنان خیره مانده بود به راه

خنده میزد به درد و رنجم , اشک

شعله میزد به تار و پودم , آه

رفته بودی و رفته بود از دست

عشق و امید زندگانی من

رفته بودی و مانده بود به جا ,

شمع افسرده جوانی من !

شعله ی سینه سوز تنهایی

باز چنگال جانخراش گشود

دل من در لهیب این آتش

تا رمق داشت دست و پا زده بود !

چه وداعی , چه درد جانکاهی !

چه سفر کردن غم انگیزی

نه نگاهی چنان که دل می خواست

نه کلام محبت آمیزی !
فریدون مشیری شاعر
فریدون مشیری شاعر معاصر ایرانی

گر در آنجا نمیشدم مدهوش

دامنت را رها نمیکردم

وه چه خوش بود , کاندر آن حالت

تا ابد چشم وا نمیکردم

چون به هوش آمدم نبود کسی

هستی ام سوخت اندر آن تب و تاب

هر طرف جلوه کرد در نظرم

برگ ریزان باغ عشق و شباب

وای بر من , نداد گریه مجال

که زنم بوسه ای به رخسارت

چه بگویم , فشار غم نگذاشت

که بگویم : (( خدا نگهدارت ))

کاروان رفته بود و پیکر من

در سکوتی سیاه میلرزید

روح من تازیانه ها میخورد

به گناهی که : عشق می ورزید

او سفر کرد و کس نمیداند

من درین خاکدان چرا ماندم

آتشی بعد کاروان ماند

من همان آتشم که جا ماندم

آنچه باید بدانید :آشنایی فریدون مشیری با موسیقی

آشنایی و علاقه به موسیقی در مشیری را باید در سال ها قبل پیگیری کرد . سال های نوجوانی اش . فضل الله بایگان دایی فریدون بازیگر تئاتر بود و منزلش در خیابان لاله زار قرار داشت . درآن سال هایی که از مشهد به تهران می آمدند هر شب موسیقی گوش می کردند .

مهرتاش موسس جامعه باربد و زنده یاد ابوالحسن صبا از دوستان فضل الله بایگان بودند و شب ها به نواختن سه تار یا ویولن می پرداختند و فریدون که در آن زمان ۱۵ – ۱۴ سال بیشتر نداشت با دقت به این موسیقی گوش می داد .

فریدون مشیری توجه خاصی به موسیقی ایرانی داشت و در پی همین دلبستگی طی سال های ۱۳۵۰ تا ۱۲۳ عضویت شورای موسیقی و شعر رادیو را پذیرفت ، و در کنار هوشنگ ابتهاج ، سیمین بهبهانی و عماد خراسانی سهمی بسزا در پیوند دادن شعر با موسیقی ، و غنی ساختن برنامه گل های تازه در رادیو ایران در آن سال ها داشت .

علاقه به موسیقی در مشیری به گونه ‌ای بوده است که هر بار سازی نواخته می شده مایه آن را می‌گفته ، مایه‌شناسی‌ اش را می‌دانسته ، بلکه می‌گفته از چه ردیفی است و چه گوشه‌ای ، و بارها شنیده شده که تشخیص او در مورد برجسته‌ترین قطعات موسیقی ایران کاملاً درست و همراه با دقت تخصصی ویژهای بوده است
خوب است بدانید :سبک شعری فریدون مشیری

فریدون مشیری از دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سال های اول دانشگاه ، دفتری از غزل و مثنوی ترتیب داد . آشنایی با قالب های شعرنو ، او را از ادامه ی شیوه ی کهن بازداشت ، اما راهی میانه را برگزید .

فریدون مشیری شاعری است صمیمی و صادق که شعرش آینه تمام نمای احوال و صفات اوست . کلام مشیری ، منزه و محترم است . فریدون مشیری شاعری است ادیب که در همه حال حرمت زبان و اهل زبان را حفظ کرد . اندیشه هایش انسان دوستانه و نجیب است و برای احساسات و عواطف عاشقانه از لطیف ترین و زیبا ترین واژه ها و تعبیرها سود جست .

فریدون مشیری ، نه اسیر تعصبات سنت گرایان شد ، نه مجذوب نوپردازان افراطی . راهی را که او برگزید ، همان حالت نمایان بنیان گذاران شعر نوین ایران بود .

به این معنا که ، او شکستن قالب های عروضی ، و کوتاه و بلند شدن مصرع ها و استفاده ی بجا و منطقی قافیه را پذیرفته و از لحاظ محتوی و مفهوم هم با نگاهی تازه و نو به طبیعت ، اشیاء ، اشخاص و آمیختن آن ها با احساس و نازک اندیشی های خاص خود ، به شعرش چهره ای کاملاً مشخص داده بود .

فریدون مشیری در دوران شاعری خود ، در هیچ عصری متوقف نشده ، شعرش بازتابی است از همه ی مظاهر زندگی و حوادثی که پیرامون او در جهان گذشته و همواره ، ستایشگر خوبی و پاکی و زیبایی و بیانگر همه ی احساسات و عواطف انسانی بوده و بیش از همه خدمت گزار انسانیت است .

دکتر عبدالحسین زرین کوب ، درباره ی فریدون مشیری گفته است : « با چنین زبان ساده ، روشن و درخشانی است که فریدون واژه به واژه با ما حرف می زند ، حرف هایی که مال خود اوست ، نه ابهام گرایی رندانه .

شعر او سخن شاعری است که دوست ندارد در پناه جبهه ی خاص ، مکتب خاص و دیدگاه خاص ، خود را از اهل عصر جدا سازد . او بی ریا عشق را می ستاید ، انسان را می ستاید و ایران را که جان او به فرهنگ آن بسته است دوست دارد . »

 

شعر کاروان رفته بود و دیده من از فریدون مشیری شاعر مشهور ایران

 

منبع : پرشین وی









دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز با * علامت‌گذاری شده‌اند .

* نام :
* ایمیل :
وب سایت :